اون روز مهران، جوابِ آزمایش های خاله رو برام فرستاده بود که چک اش کنم، پشت سر آزمایشا هم یه فیلم فرستاده بود. باز کردم دیدم که فیلم از خودمه. یک هفته قبل از شروع قرنطینه رفته بودیم خونه ییلاقی و من توی حال خودم با اره افتاده بودم به جونِ یه شاخه ی بزرگ هیزم و بی توجه به همه جا واسه خودم اره میکردم.
حقیقتا خود درگیر ترینم.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
خاطرات مدرسه ی دخترا مثل خاطرات سربازیِ پسراست. تا اسمش میاد همشون میگن شیطون و بی نظم و حاضر جواب و درس نخون و خلاصه ته خلاف مدرسه شون بودن. بدین صورت اون عنترهایی هم که اون موقع ها واسه معلما گل میاوردن و هی یاداوری میکردن "خانم قرار بود امتحان بگیرین" و "آقا این تحقیق رو خودم انجام دادم واسه کلاس شما" و "خانم تو رو خدا باهامون بیاین اردو"هم همش من بودم.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
به فرزندان خود شنا، تیراندازی ، اسب سواری و ترجیح دادن خاله ی واقعی به فک و فامیلا و در و همسایه را بیاموزید. البته هر کار کردیم، یومونچه فعلا نیاموزیده.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
میدونین، اولین فحش رو وقتی میخورین که واسه پیشواز خط تلفنتون آهنگ پیشواز میذارین. چون ما نمیتونیم بشماریم ببینیم چند تا زنگ خورده که سریع قطعش کنیم.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
وقتی میپرسین کی طرحم تموم میشه، دلم میخواد یه ساعت قربون بلای روی ماه و چشمای قشنگتون برم، که اینقده لطف دارین و منو ۵ سال جوون تر می بینین. خیر ببینین الهی❤
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
"بچه اتَ نَزَن که کِندِ همسایه ات تَش بِگِره"
معنی کلمه به کلمه اش میشود اینکه: برای اینکه باسن همسایه ات بسوزد، بچه ات را کتک نزن.
که یعنی برای حرص دادن دیگران نباید به خودت ضرر بزنی.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی
آخرین باری که دل تنگ نبودم رو یادم نمی یاد.
برچسب:
نویسنده: باربد خلیلی